چهار دزد که در مرکز دارتمور منزوی شدهاند، خود را در جایی پنهان میکنند و هیچ کاری جز شمردن پول و زمان برای کشتن ندارند.
R
چارلز بلیکی، یک مرد آفریقایی-آمریکایی ساکن ساگ هاربر، در زندگی روزمرهاش دچار مشکل شده، بدشانس است و در آستانه از دست دادن خانه اجدادیاش قرار دارد که ناگهان یک تاجر سفیدپوست عجیب و غریب با لهجه اروپایی پیشنهاد اجاره زیرزمینش را برای تابستان میدهد.
داستان در قرن چهاردهم، در دوران امپراتوری مقدس روم روی میدهد؛ جایی که ملتهای اروپا برای برتریطلبی بهشدت با یکدیگر رقابت میکنند. در این میان، اتریشیهای جاهطلب که در پی گسترش قلمرو خود هستند، به سوی سوئیس ـ کشوری آرام و روستایی ـ دستدرازی میکنند.
اندی و تیم جنگجویان جاودانهاش با هدفی تازه جانگرفته به نبرد برمیخیزند، آنهم در برابر دشمنی قدرتمند که مأموریت آنها برای حفاظت از بشریت را تهدید میکند.
گروهی از سربازان برای مانورهای جنگی به اعماق جنگل فرستاده میشوند. اما وقتی به اردوگاه تیم رقیب برمیخورند که قتلعام شده است، درمییابند که تنها نیستند.
یک کشیش مورد احترام داوطلب انجام آزمایشی میشود که ممکن است به کشف درمانی برای ویروسی مرگبار منجر شود. او به ویروس آلوده شده و میمیرد، اما انتقال خونی با منبعی ناشناخته او را دوباره زنده میکند. اکنون او میان ایمان و تشنگی به خون گرفتار است و در عین حال، میل تازهای نسبت به همسر دوست دوران کودکیاش در وجودش بیدار شده است.
قاتل سابق، «هَچ مَنسل»، خانوادهاش را برای تعطیلاتی نوستالژیک به یک پارک تفریحی در شهری کوچک میبرد، اما زمانی که با یک گردانندهی فاسد، کلانتری رشوهخوار و یک رئیس بیرحم جنایتکار درگیر میشوند، دوباره به دنیای خشونت کشیده میشود.
تنشها در میان گروهی که مشغول پاکسازی آزبست هستند بالا میگیرد، آن هم زمانی که در یک بیمارستان روانی متروکه با گذشتهای هولناک کار میکنند؛ گذشتهای که به نظر میرسد دوباره در حال بازگشت است.
پس از آنکه یک مادر و پسر در سانحهٔ رانندگی گرفتار میشوند، بهزودی مورد تعقیب «بامبی»، گوزنی جهشیافته و اندوهگین قرار میگیرند؛ گوزنی که در پی مرگ مادرش، به شکلی مرگبار و انتقامجویانه درندهخویی میکند.
کارآگاه تائک روک در آستانه بازنشستگی قرار دارد که در دام یک باجگیر گرفتار می شود. به نظر می رسد که این باجگیری به گذشته او مربوط می شود و...