وقتی مردی نامهای مرموز از عشق گمشدهاش دریافت میکند، به سایلنت هیل، شهری که زمانی آشنا بود و اکنون در تاریکی فرو رفته، کشیده میشود.
آلمان
پنج نفر از خدمه یک تانک تایگر آلمانی به ماموریتی مخفی در پشت خط مقدم نبرد فرستاده میشوند. با سوختگیری از متآمفتامین ارتش آلمان، ماموریت آنها به طور فزایندهای به سفری به قلب تاریکی تبدیل میشود.
یکلاس کیج از نامزد سابق خود نامه در یافت می کند که او راه یک جرزه خصوصی دعوت می کند اما...
چهار خواهر پر دردسر باید با هم متحد شده و یک پنگوئن بامزه به نام پل را از چنگال دو جادوگر شیطانی به نامهای مری و مارک که میخواهند از او برای نمایش خود استفاده کنند، نجات دهند اما…
خواهران نورا و اگنس پس از سالها دوری، دوباره با پدرشان گوستاو ــ کارگردان کاریزماتیکی که زمانی بسیار مشهور بوده ــ روبهرو میشوند. گوستاو به نورا، که بازیگر تئاتر است، نقشی در فیلمی پیشنهاد میکند که امیدوار است بازگشت دوبارهاش باشد. اما زمانی که نورا پیشنهاد را رد میکند، خیلی زود میفهمد پدرش همان نقش را به یک ستاره جوان و مشتاق هالیوود داده است.
در حالی که دو خواهر در منطقهای ساحل و زیبا در حال شنا کردن و غواصی هستند، یکی از خواهران با اصابت سنگی در عمق 28 متری آب به دام میافتد.
«کله بخیه» اولین موجودی بود که توسط پروفسور دیوانه اراسموس «تقریباً زنده» شد. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده است که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
ادا، یک موش جوان و دختر اروین، متصدی نمایشگاه، رویای رانندهی ماشینهای مسابقه شدن را در سر دارد. پیش از پنجاهمین سالگرد مسابقات گرند پری اروپا، ادا این فرصت را پیدا میکند تا با اسطورهاش، اد، ستارهی مسابقات اتومبیلرانی، ملاقات کند و به پدرش در نجات کسب و کار رو به ورشکستگیاش کمک کند. اما برای انجام این کار، او باید خودش پشت فرمان بنشیند.
در جهانی که دستخوش تغییرات اقلیمی شده است، یک جامعه آرمانی زندگی را بهینه میکند، از جمله ارزیابیهای والدین. یک زوج موفق طی هفت روز توسط یک ارزیاب مورد بررسی دقیق قرار میگیرند تا تناسب آنها برای فرزندآوری مشخص شود.
در یازده سالگی، بیلی به خوبی در راه پیروی از مادرش است که به عنوان یک فضانورد فضا را کاوش می کرد.