تامی و آمالا دو سگ با نژادهای متفاوت هستند و به همین دلیل، صاحبان آنها سعی دارند این دو را از یکدیگر دور نگه دارند، بنابراین آنها تصمیم می گیرند از خانه های خود فرار کنند و...
خانوادگی
پس از اینکه یک پسر نوجوان به طرز وحشیانهای در یک ایستگاه مترو به قتل میرسد، وقتی از خواب بیدار میشود، متوجه میشود که توسط یک کامپیوتر عجیب به نام گانتز دوباره زنده شده و مجبور است با نیروی بزرگی از بیگانگان مهاجم در اوساکا مبارزه کند.
لورل و هاردی در پی “مری رابرتز” هستند تا خبر فوت پدرش را به وی بدهند و ارثیه هنگفتی از جمله یک معدن طلا را که پدرش برایش به جای گزارده به وی تحویل دهند. آنها مری را در کافهای در غرب میابند. ولی صاحب کافه و همسرش طماعش در پی بدست تصاحب این ثروتند.
یک متخصص زنان و زایمان موفق با ثروت، شهرت و زیبایی، پوچی را در زندگی خود مییابد. این داستان، تنهایی و عشق را از طریق سفر او و زندگی مردم عادی و خانوادههایشان بررسی میکند.
آنا و السا میخواهند در آرندل زندگی جدیدی را شروع کنند و کاری کنند که قلعه کمی راحتتر به نظر برسد. در حالی که آنها برای رهایی از مرزهای سنت تلاش میکنند، دوک وسلتون برنامههای دیگری برای خانه آنها در کنار دستهای از پافینها دارد.
داستان انیمیشن درباره "راجر" پسری که هیچکس نمیتواند او را ببیند. "آماندا" او را برای سهیم شدن در ماجراجوییهای هیجانانگیز تخیلیاش تصور کرده است. راجر زمانی که به تنهایی به « ...
چهار خواهر پر دردسر باید با هم متحد شده و یک پنگوئن بامزه به نام پل را از چنگال دو جادوگر شیطانی به نامهای مری و مارک که میخواهند از او برای نمایش خود استفاده کنند، نجات دهند اما…
باب اسفنجی که از شدت اشتیاق میخواهد آدم بزرگی شود، برای اثبات شجاعتش به آقای کرابز، با دنبال کردن هلندی پرنده - یک دزد دریایی روحمانند و مرموز - در یک ماجراجویی دریایی که او را به عمیقترین اعماق دریا میبرد، جایی که هیچ اسفنجی قبلاً به آنجا نرفته است، عازم سفری ماجراجویانه میشود.
پس از یک سری شکستهای مالی و بحرانهای خانوادگی، منصور مجبور میشود برای زنده ماندن تصمیمی دشوار و از نظر اخلاقی سوالبرانگیز بگیرد. انتخابهای جدید، روابط پیچیده و اتفاقات پیشبینینشده، مسیر زندگی او را به طور اساسی تغییر میدهند.
زبان اصلی
دانلود سریالرابل منتظر است تا بابانوئل برایش یک متهٔ لیزری جدید بیاورد، اما متوجه میشود که بابانوئل سرما خورده و نمیتواند هیچ هدیهای تحویل بدهد. وقتی شهردار هامدینگر تصمیم میگیرد به قطب شمال برود و همهٔ هدیهها را برای خودش بردارد، پاو پاترول باید جلوی او را بگیرد