همچنان که جمعیتی خشمگین علیه جادوگر شرور قیام میکنند، گلیندا و الفابا باید برای آخرین بار با هم متحد شوند. با توجه به اینکه دوستی منحصر به فردشان اکنون نقطه اتکای آیندهشان است، اگر میخواهند خودشان و تمام اُز را برای همیشه تغییر دهند، باید واقعاً با صداقت و همدلی یکدیگر را ببینند.
آمریکا
دو جوان شیفته نظریه توطئه، مدیرعامل قدرتمند یک شرکت بزرگ را ربودهاند، چون مطمئناند که او یک بیگانه است و قصد دارد سیاره زمین را نابود کند
در دهه ۱۹۸۰ در ایندیانا، گروهی از دوستان جوان شاهد نیروهای ماوراءالطبیعه و اقدامات مخفی دولت هستند. در حالی که آنها به دنبال پاسخ سوالات خود هستند، بچهها مجموعهای از اسرار خارقالعاده را کشف میکنند.
در جهانی که موجی مرموز از شادی اجباری آن را فرا گرفته، کارول استورکا، یکی از معدود افراد مصون از این شادی، باید پرده از راز واقعی ماجرا بردارد و بشریت را از سعادت خودش نجات دهد.
ژان لوک گدار جوان، پس از نوشتن برای مجله کایه دو سینما، به این نتیجه میرسد که فیلم ساختن بهترین نوع نقد فیلم است. او تهیهکننده، ژرژ دو بورگارد، را متقاعد میکند که بودجه یک فیلم بلند کمبودجه را تأمین کند و به همراه فرانسوا تروفو، فیلمساز موج نو، فیلمی درباره یک زوج گانگستر میسازد. نتیجه؟ فیلم «از نفس افتاده»، یکی از اولین فیلمهای بلند دوران موج نوی سینمای فرانسه.
حالا که روزهای آدمکشی دن گذشته، تنها چیزی که برای کریسمس میخواهد، گذراندن اوقات خوش با فرزندانش است. اما وقتی میفهمد دخترش برنامههای خودش را دارد، یک سفر خانوادگی به لندن رزرو میکند - و همه آنها را در تیررس یک دشمن غیرمنتظره قرار میدهد.
یک چوببر، زندگی آرام و آرامی را سپری میکند، در حالی که عشق و فقدان را در دوران تغییرات عظیم در اوایل قرن بیستم آمریکا تجربه میکند.
لیندا که زندگیاش از هم پاشیده، تلاش میکند تا با بیماری مرموز فرزندش، شوهر غایبش، یک فرد گمشده و رابطهی خصمانهاش با درمانگرش کنار بیاید.
«کله بخیه» اولین موجودی بود که توسط پروفسور دیوانه اراسموس «تقریباً زنده» شد. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده است که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
پس از سقوط یک هواپیما در خلال جنگ جهانی دوم ، لوئیس زامپرینی ، ۴۷ روز پر از رعب و وحشت را به همراه دو تن از یارانش روی یک تکه الوار می گذراند. تا این که…