در طول شش دههی پرآشوب، سه مهمان ناآگاه در خانهای نفرینشده در نیو انگلند به راز شومی که در زیرزمین آن پنهان شده پی میبرند؛ جادوگری ابدی که تشنهی سیریناپذیر گوشت انسانهای زنده است.
هیجان انگیز
یک نوازنده که از بیخوابی رنج میبرد، وارد سفری اسرارآمیز با غریبهای میشود که کمکم پرده از راز هستیاش برمیدارد.
در روزهای پرالتهاب بهار پراگ ۱۹۶۸، گروهی از خبرنگاران رادیو چکسلواکی نهتنها شغل خود، بلکه جانشان را به خطر میاندازند تا در میان ناآرامیهای ملی و منطقهای، اخبار مستقل را منتشر کنند. دو برادر یتیم، توماش و پایا، در این مبارزه برای آزادی گرفتار میشوند.
در بیابانی خشک و متروکه، دربان منزوی پناهگاهی به زنی مرموز که از گذشتهای تاریک فرار میکند، میدهد و این ماجرا باعث آشکار شدن رازها و فروپاشی واقعیتها میشود.
جرمی چو نوجوانی بینقص به نظر میرسد؛ بااستعداد است، نمرات عالی دارد، خانوادهای مرفه دارد و در یک مدرسه خصوصی معتبر در واشنگتن، دی.سی. تحصیل میکند. حداقل این چیزی است که دیگران میبینند. اما پس از آنکه برادر دوقلویش را در یک تیراندازی جمعی از دست میدهد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود. او یک معلم را گروگان میگیرد و قصد دارد به آمریکا درسی بدهد که هرگز فراموش نکند.
سانجای "سکندر" راجکوت، پادشاه راجکوت، پس از درگیری با پسر وزیر راکش پرادان، به هدفی برای وزیر تبدیل میشود.
یک دکتر باروری که کاملاً به چرخه مرگ و زندگی ایمان دارد پس از آنکه متوجه رفتار عجیب دختر جوانش میشود، باید با چالشهای پیش رو مواجه شود و...
جاش مککال، مردی متاهل و پدر یک پسر خردسال، به همراه خانوادهاش به خانهای در حومه شهر نقل مکان میکند. در شب اول اقامتشان، یک تصادف مرگبار در پیچ تندی در مقابل خانه رخ میدهد. این حادثه آغازگر زنجیرهای از تصادفات مشابه است که جاش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد...
در ماه مه 1984، مایکل لارسون تصمیم میگیرد در برنامه تلویزیونی محبوب «Press Your Luck» شرکت کند. او با دقت فراوان، الگوهای بهظاهر تصادفی نورهای صفحه بازی را تحلیل کرده و با استفاده از این دانش، موفق میشود بدون برخورد با نمادهای «Whammy» (که باعث از دست دادن جوایز میشوند)، مبلغ بیسابقهای را برنده شود. این پیروزی بیسابقه، توجه تهیهکنندگان برنامه را جلب کرده و آنها را به تحقیق درباره روشهای او وامیدارد...
«بوکوشی»، رهبر کاریزماتیک یک برنامه مرموز برای کهنهسربازان آمریکایی، وعده حفاظت و هدف به آنها میدهد. این برنامه به فرقهای مسلح به نام «شینجاها» تبدیل میشود که دولت را نگران کرده است. پس از چندین تلاش نافرجام برای نفوذ به قلعه مستحکم بوکوشی، «امانوئل اشبرن»، مامور نظامی، «نِش کاوانا»، سرباز سابق و شاگرد قدیمی بوکوشی، را برای استفاده از دانش داخلیاش در نفوذ به این فرقه استخدام میکند و...