گو ونتونگ از محل اختفای پدرش که بیش از 40 سال پیش ارتباطش را با او قطع کرده بود مطلع می شود. گو ونتونگ با تشویق دوست جدیدش تصمیم می گیرد با پدرش روبرو شود و رابطه پدر و پسری را که مدت هاست از دست داده بود بازسازی کند.
چینی
به یک تیم عملیات ویژه به سرپرستی خلبانان زبده دستور داده شده تا جت های جنگنده جدید را آزمایش کنند. با پرواز آزمایشی متعدد، محدودیت های آسمان و خودشان را به چالش می کشند.
در یک شب تاریک، شومینگ با ماشین خود به یک عابر پیاده برخورد می کند و از صحنه فرار می کند. او برای فرار از احساس گناه خود، تصمیم می گیرد به همسر مرد مرده، خانم لیانگ نزدیک شود. در همین حال، جسد کشف می شود - مملو از گلوله ...
خانواده ای با بحرانی عظیم روبرو میشود و کوچکترین پسر خانواده قصد دارد تمام موانع را از پیش روی بردارد .
افسر پلیس وو جی قصد دارد جان خود را بگیرد که جسد یک زن جوان تایلندی به ساحل می رسد. یک انگشت قطع شده و یک قلب گم شده تنها تأیید می کند که آنچه مانند یک تصادف غم انگیز به نظر می رسد یک قتل است و ظاهراً وحشتناک ...
روابط بتی که از کودکی نفرین شده بود تا در روابط عاشقانه شکست بخورد، همیشه به فاجعه ختم شده است. اما وقتی الکس را ملاقات می کند، وسوسه می شود یک بار دیگر تلاش کند. آیا عشق واقعی می تواند بر نفرین غلبه کند؟
یک معلم در یک مدرسه نخبه مشغول به کار می شود و با پنج دانش آموز پیوند محکمی برقرار می کند - رابطه ای که در نهایت به یک چرخش خطرناک تبدیل می شود.
چین، سال 859 میلادی. دو فرمانده نظامی، «لیو» (اندی) و «جین» (کانشیرو)، مأموریت یافته اند تا رهبر یک گروه ضد دولتی معروف به «خنجرهای پرنده» را دستگیر کنند. با گزارش یک خبرچین سرو کار این دو به گیشاخانه ای می افتد که در آن یکی از مظنونان، یعنی رقاصه ای نابینا به نام «مئی» (زی یی) مشغول کار است...
چارلز سان، یک گانگستر تایپه ای را دنبال می کند که به عنوان یک قاتل بی رحم وارد زندگی او شده است، اما باید برای محافظت از مادر و برادر کوچکترش پس از تیراندازی پدرش توسط یک قاتل مرموز به لس آنجلس برود.