یک دختر نوجوان لجوج زمانی که در یک نمایش عروسکی مدرسه ای به دنیایی از فانتزی ها و افسانه ها منتقل می شود، با شخصیت های عجیب و غریب روبرو می شود...
موزیکال
سه قهرمان شجاع و مبارز در یک جنگل بارانی زندگی میکنند. روزی جنگل آنان توسط یک مار شوم و بد طینت مواجه جنگی بزرگ میشود. حال آنان باید برای دفاع از جنگل برخیزند.
داستان در سال ۱۳۰۱، در واپسین روزهای دوران قرون وسطی روایت میشود؛ جایی که مشهورترین عاشقان ناکام تاریخ، سرنوشت را دگرگون میکنند و حقیقتی را فاش میسازند که آیندهی امپراتوری را تحت تأثیر قرار میدهد
"کدی هرون" دختری ساده و مهربان، به مدرسه جدیدی منتقل میشود و به طور غیرمنتظرهای توجه گروهی از دختران محبوب و پرطرفدار به نام «دختران باحال» را جلب میکند. او به سرعت با آنها دوست میش ...
یک نوازنده که از بیخوابی رنج میبرد، وارد سفری اسرارآمیز با غریبهای میشود که کمکم پرده از راز هستیاش برمیدارد.
دو نوجوان با نامهای ماریا و تونی در دو باند خیابانی با نامهای جتها و کوسهها قرار دارند که رقیب یکدیگر هستند. با وجود این رویداد، این دو نوجوان عاشق یکدیگر میشوند.
زمانی که برایان اپستین در نوامبر ۱۹۶۱ وارد کلوب کاورن شد تا اجرای بیتلز را تماشا کند، چیزی را دید که هیچکس دیگر ندیده بود — درخششی از طلا. برایانی که همیشه آراسته لباس میپوشید و با وقار سخن میگفت، شاید در ظاهر چندان انقلابی به نظر نمیرسید — اما او که یهودی بود، گرایش جنسیاش را پنهان میکرد و به عنوان یک فرد طردشده بزرگ شده بود که تقریباً در همه چیز شکست خورده بود، در ۲۶ سالگی چیزی برای اثبات کردن داشت و میخواست تمام قواعد بازی را به هم بزند.
دختری مزرعهنشین در جستوجویی حماسی برای بازپسگیری یادگاری ارزشمند خانوادگیاش، راهی شهری عجیب و خطرناک میشود؛ جایی که عشق واقعیاش را مییابد – اما برای نجات روح او، باید قدرت سرنوشت و آواز را به سختترین آزمون ممکن بگذارد.
نیویورک، اوایل دهه ۱۹۶۰. در میان صحنه موسیقی پرجنبوجوش و دگرگونیهای فرهنگی پرآشوب، یک جوان ۱۹ ساله مرموز از مینهسوتا با گیتار و استعدادی انقلابی وارد وست ویلیج میشود، کسی که قرار است مسیر موسیقی آمریکا را برای همیشه تغییر دهد.
ماریا کالاس، بزرگترین خواننده اپرای جهان، آخرین روزهای زندگی خود را در پاریس دهه ۱۹۷۰ میگذراند، در حالی که با هویت و زندگی خود روبهرو میشود.