لورل و هاردی در پی “مری رابرتز” هستند تا خبر فوت پدرش را به وی بدهند و ارثیه هنگفتی از جمله یک معدن طلا را که پدرش برایش به جای گزارده به وی تحویل دهند. آنها مری را در کافهای در غرب میابند. ولی صاحب کافه و همسرش طماعش در پی بدست تصاحب این ثروتند.
خانوادگی
یک متخصص زنان و زایمان موفق با ثروت، شهرت و زیبایی، پوچی را در زندگی خود مییابد. این داستان، تنهایی و عشق را از طریق سفر او و زندگی مردم عادی و خانوادههایشان بررسی میکند.
آنا و السا میخواهند در آرندل زندگی جدیدی را شروع کنند و کاری کنند که قلعه کمی راحتتر به نظر برسد. در حالی که آنها برای رهایی از مرزهای سنت تلاش میکنند، دوک وسلتون برنامههای دیگری برای خانه آنها در کنار دستهای از پافینها دارد.
داستان انیمیشن درباره "راجر" پسری که هیچکس نمیتواند او را ببیند. "آماندا" او را برای سهیم شدن در ماجراجوییهای هیجانانگیز تخیلیاش تصور کرده است. راجر زمانی که به تنهایی به « ...
چهار خواهر پر دردسر باید با هم متحد شده و یک پنگوئن بامزه به نام پل را از چنگال دو جادوگر شیطانی به نامهای مری و مارک که میخواهند از او برای نمایش خود استفاده کنند، نجات دهند اما…
باب اسفنجی که از شدت اشتیاق میخواهد آدم بزرگی شود، برای اثبات شجاعتش به آقای کرابز، با دنبال کردن هلندی پرنده - یک دزد دریایی روحمانند و مرموز - در یک ماجراجویی دریایی که او را به عمیقترین اعماق دریا میبرد، جایی که هیچ اسفنجی قبلاً به آنجا نرفته است، عازم سفری ماجراجویانه میشود.
پس از یک سری شکستهای مالی و بحرانهای خانوادگی، منصور مجبور میشود برای زنده ماندن تصمیمی دشوار و از نظر اخلاقی سوالبرانگیز بگیرد. انتخابهای جدید، روابط پیچیده و اتفاقات پیشبینینشده، مسیر زندگی او را به طور اساسی تغییر میدهند.
رابل منتظر است تا بابانوئل برایش یک متهٔ لیزری جدید بیاورد، اما متوجه میشود که بابانوئل سرما خورده و نمیتواند هیچ هدیهای تحویل بدهد. وقتی شهردار هامدینگر تصمیم میگیرد به قطب شمال برود و همهٔ هدیهها را برای خودش بردارد، پاو پاترول باید جلوی او را بگیرد
داستانی گرم و دلنشین دربارهی دوستی، شرافت و شجاعت؛ که در آن پسری جوان با آغاز سفری برای شوالیه شدن، قدم به دنیای مردانگی میگذارد.
یک دختر یازده ساله کنجکاو که به دنبال یادگیری همه چیز در مورد هر چیزی است تا بتواند رویای خود را برای تبدیل شدن به یک نویسنده حرفه ای دنبال کند.