مرد جوان كه در تلويزيون شيكاگو كار مي كند عاشق زني در كافه مي شود و به خودش ايمان دارد كه آن زن هم عاشق وي شده ولي ...
عاشقانه
این فیلم داستان یک یتیم را دنبال میکند که وقتی بزرگ شد تبدیل به یک گانگستر میشود و ...
ارجنگ، یک تاجر ثروتمند، روز بدی را تجربه میکند. بعد از اینکه در همان روز دچار سرقت و تصادف خودرو میشود، باید با طمع همسری که قصد طلاق او را دارد نیز دست و پنجه نرم کند. وقتی او با افسانه، یک جیببر زیبا، ملاقات میکند، این دو دنیای کاملاً متفاوت به هم برخورد میکنند و یک ماجرای فوقالعاده آغاز میشود.
پس از اخراج ناعادلانه از دانشگاه، یک زوج جوان به خانه بازمیگردند؛ اما با والدینی مواجه میشوند که مخالف ازدواج آنها هستند. پس از اینکه پسر جوان دستگیر و سپس از زندان فرار میکند، آن دو تصمیم میگیرند فرار کنند. در حالی که آنها برنامهریزی کرده و به پیش میروند، پلیس در هر قدم به دنبالشان است. با اینکه این دو از عمق مشکلاتی که در آن گرفتار شدهاند بیخبرند، آیا میتوانند سرانجام خوشی برای خود رقم بزنند؟
در این کمدی طنزآمیز، بهروز حیلهگر نقشهای میکشد تا با سیما، دختری ثروتمند، ازدواج کند و به ثروت برسد. اما او بیخبر است که پدر سیما از نیتهای پلید او آگاه شده و از دوست خود برای مقابله با بهروز کمک میگیرد. این فیلم که درسی اخلاقی در خود دارد، با تصویربرداری حرفهای، لحظات خندهدار را با درامی تلخ و شیرین ترکیب میکند.
یک زن جوان که سالها در آمریکا زندگی کرده است، پس از ازدواج با مردی تصمیم میگیرد به همراه همسر جدیدش به ایران سفر کند. اما پس از رسیدن به ایران، متوجه میشود که همسرش در ایران زن و فرزندان دیگری دارد. از این اتفاق ناراحت میشود و سوار یک تاکسی میشود. راننده تاکسی که نمیتواند حرفی از او بشنود، فکر میکند او یک خارجی است.
مایا در یک اقامتگاه تجاری انحصاری در کوههای راکی شرکت میکند و در آنجا با مردی آشنا میشود که یک رقیب است. همانطور که آنها مجبور به جفت شدن می شوند، یک ارتباط بعید شروع به تکامل می کند.
یک شوهر طمعکار (حیایی) که مشخص میشود به همسرش خیانت میکند، همسری که عمیقاً او را دوست دارد. او با کمک دوستانش نقشهای برای انتقام از شوهرش میکشد.
یک فارغالتحصیل جوان دکترا و پسر یک مرد ثروتمندی که از دین سوءاستفاده میکند، در آستانه ترک ایران به مقصد ایالات متحده با رویدادها و اتفاقاتی مواجه میشود که او را متوقف میکنند، در حالی که او را با طبقات دیگر جامعه ایران آشنا و آگاه میسازند.
یک آشپز جوان فرار می کند تا رویای خود را برای تبدیل شدن به یک سرآشپز در رستورانی معتبر در شهر دنبال کند. اگرچه وقتی او به طور تصادفی با کتاب آشپزی سال 1929 که توسط سرآشپز افسانه ای اولگا فرانکو نوشته شده است، برخورد می کند، زندگی او تغییر غیرمنتظره ای پیدا می کند.