دهه 1970، در گونچئون (دهکده ای کوچک در نزدیکی دریا)، هاینیوس (زنانی غواصی که قادر به شیرجه رفتن بدون تجهیزات هستند)، از جمله دو دوست صمیمی چون جا و جین سوک، برادر جین سوک و جانگدوری بودند. آنها همیشه غذاهای دریایی را برای زندگی در زیر آب جمع آوری می کردند
اکشن
ویلیام استرانگولد جوان، پسر فرمانده و جت استریم، در دورانی اتفاق میافتد که ابرقهرمانها را عموماً میشناسند و میپذیرند.
داستان یک رونین (یعنی یک سامورایی بی استاد) است که با فرزند کوچکش در حومه ژاپن سرگردان است و ماجراهای مختلفی را پشت سر می گذارد.
در دهه 1970، یک سارق افسانه ای واقعی از استوارتپورام، آندرا پرادش، ببر ناگزوارا رائو نامید که به خاطر روش های مبتکرانه اش برای فرار از پلیس و زندان مورد توجه قرار گرفت.
داستان پس از نبرد بین گودزیلا و تایتانها، نشان میدهد که هیولاها واقعی هستند، سفر یک خانواده برای کشف اسرار مدفون و میراثی که آنها را به Monarch مرتبط میکند، دنبال میکند.
پامفیر میخواهد یک مرد خانواده شایسته باشد، اما شرایط چالش برانگیز او را مجبور میکند تا برای کمک به خانوادهاش از نانآوری صادقانه دست بکشد.
یک کارآگاه مصمم به جستجوی حقیقت پشت بزرگترین سازمان مواد مخدر آسیا و رئیس گریزان آن که او کار ناتمام با او دارد، ادامه می دهد.
وقتی خواهرش به کما میرود، مردی قول میدهد از مردان فاسدی که او را مجروح کردهاند انتقام بگیرد.
وقتی دختر یک گانگستر با اکراه با یک تفنگدار سابق برای یافتن پسر عموی ربوده شده اش تیم می شود، کهنه سرباز جنگ باید بر شیاطین خود غلبه کند تا کودک را نجات دهد.
تایگر و زویا مجبور می شوند از مخفیگاه خارج شوند تا ماموریتی را برای پاک کردن نام خود به عهده بگیرند که یک عامل سابق داعش آنها را به اتهام خیانت متهم می کند.