روستاییِ خونسردی به نام «مادِوا» دلباختهٔ «پاروَتی» میشود و در این مسیر، احساسات و پیوندهای انسانی را کشف میکند. با گشودن دلش به زندگی و روابط، درگیریها با خانوادههای رقیب، درک تازهٔ او از عشق و انسانیت را به آزمون میگذارند.
هیجان انگیز
اکسیری باعث میشود مردگان متحرک در روستایی رها شوند. خانوادهای که با یکدیگر اختلاف دارند، ناچار میشوند برای بقا متحد شوند و در حالی که زادگاهشان فرو میپاشد، بجنگند.
زوج جوانی به نامهای زک و اِمی تصمیم میگیرند با یک سفر بالن هوای گرم بر فراز رشتهکوههای دولومیت ایتالیا، رابطهٔ خود را دوباره احیا کنند. وقتی آنها و خلبان، هری، با مسافر سومی به نام جولیا همراه میشوند، اتفاقاتی رخ میدهد که هرگز در پنج هزار متر ارتفاع، تصورش را هم نمیکردند.
یک بازپرس به همراه فیلمبردارش پس از یک خودکشی مشکوک، وارد یک مجتمع آپارتمانی میشوند تا پاسخی برای این سوال پیدا کنند، اما در عوض متوجه میشوند که چیزی وحشتناک در راهروها پرسه میزند.
یک زن جوانِ در حال تقلا، با فرصتی برای شروع دوباره به عنوان خدمتکار یک زوج ثروتمند، آرامش پیدا میکند. اما خیلی زود، او متوجه میشود که اسرار خانوادهاش بسیار خطرناکتر از اسرار خودش است.
یکلاس کیج از نامزد سابق خود نامه در یافت می کند که او راه یک جرزه خصوصی دعوت می کند اما...
ساموئل، روزنامهنگار، بههمراه آوا ـ کارآموز و دخترش ـ برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند.
گروهی از دوستان درگیر بحران میانسالی شدهاند. آنها تصمیم میگیرند فیلم محبوب دوران جوانیشان را دوباره بسازند، اما وقتی وارد جنگل میشوند با اتفاقات غیرمنتظره
ویرا یک اسلحه را از یک اسلحه خانه می دزدد، غافل از اینکه ارجان، وارث مغازه، او را تعقیب خواهد کرد. ارجان به ویرا تیراندازی و پرداخت هزینه اسلحه را یاد می دهد، اما ارجان عاشق او می شود. ویرا ارجان را به چالش می کشد و باعث ایجاد پیچ و تاب در رابطه آنها می شود.
در سال ۱۹۷۱ در جریان جنگ هند و پاکستان دختری بیست ساله به نام سهمت (آلیا بات) به در خواست پدرش تصمیم میگیرد کالج را رها کرده و...