رودرا ، یک سارق کوچک است که وارد قصری پر از ارواح می شود. همراه با شبح ، او به رمز و راز در مورد صاحب قصر- آنابل ستوپاتی- پی می برد…
فانتزی
در شبی که ماهگرفتگی کامل رخ میدهد، صدای غریبهای از آینده از طریق رادیو عتیقه داخل اتاق یونگ (یئو جین گو) طنین انداز میشود. می شنوی؟" رادیوی اسرارآمیز دو دانشجوی کالج را به هم متصل می کند..."
دیانا باید با یک همکار و تاجر ، که تمایل او به ثروت زیاد، جهان را در مسیر نابودی قرار می دهد ، بعد از، از بین رفتن یک اثر باستانی که آرزوها را برآورده می کند ، مبارزه کند....
لوک اسکای واکر با یک شوالیه جدی، یک خلبان خودسر، یک ووکی و دو دروید به نیروهای خود میپیوندد تا کهکشان را از ایستگاه نبرد ویرانگر جهان امپراتوری نجات دهد، در حالی که تلاش میکند شاهزاده لیا را از دست اسرارآمیز دارت واد نجات دهد.
یک ستاره راک محبوب اما مشکل دار در میان انزوای فیزیکی و اجتماعی خود از همه به جنون فرو می رود و دیواری بین خود و دنیا به وجود میاورد.
هنرمندان کلاهبردار قصد دارند با استفاده از یک همدست که ادعا می کند عموی از دست رفته آنها است ، از یک خانواده عجیب و غریب فرار کنند.
یک جوان کنجکاو به سالم نقل مکان می کند، جایی که او تلاش می کند تا قبل از بیدار کردن سه جادوگر شیطانی که در قرن هفدهم اعدام شده اند، جا بیفتد…
شر وحشتناکی پدیدار شده است، گرگ ها یک بار دیگر زوزه می کشند، اما تنها گرگینه ای مانند اسکات مک کال می تواند هم پیمانان جدید را جمع کند و هم دوستان مورد اعتماد را برای مقابله با دشمنی که می تواند قوی ترین و مرگبارترین باشد، متحد کند.
با گسترش نفرین آنها، ارواح شانس خود را پیدا می کنند تا یک بار دیگر از طریق حاملگی یک زن نفرین شده زندگی کنند.
پس از خروج از اردوگاه اوزن ، ریکو و رگ به سفر خود ادامه می دهند و با فرود بیشتر به پرتگاه با خطرات بیشتری روبرو می شوند.