در راه رفتن به یک دورهمی خانوادگی، خانواده هرینگ دچار یک سانحه شدید رانندگی میشوند و وقتی به هوش میآیند، خود را در زیرزمینی تاریک و وحشتناک مییابند. چیزی آنجا همراه آنهاست؛ در قفسی زندانی؛ و تشنه گوشت انسان. با یک ناظر مرموز که مانند صاحب حیوان از آن موجود نگهداری میکند، خانواده باید با یکدیگر متحد شوند تا راهی برای شکست دادن هر دو و فرار پیدا کنند.
فیلم
یک کشیش با ایمانی متزلزل، به تحقیق درباره مرگ معمایی افسانهای محلی معروف به «پسر وحشی» میپردازد و در این مسیر، پیوندهای هولناکی با شیاطین درونی خود کشف میکند.
10 رقمی درباره دزد خرده پایی به نام فیروز سیزده است که زندگی اش را با دزدی پیش می برد. شبی برای دزدی وارد خانه ای می شود و فرشی می دزدد که برخلاف تصورش خیلی قیمتیست...
افسانه دختر فقیری است که به دلیل بدهیهای فراوان پدرش، طلبهای او را دزدیده و فرار کرده است. او سپس با یک روحانی وارسته آشنا میشود که تصمیم میگیرد به او کمک کند، اما این تازه آغاز مشکلات است.
داستان در پسزمینهی یک زمین پساآخرالزمانی اتفاق میافتد که نیمکرهی شرقی آن توسط یک شرارهی خورشیدی عظیم نابود شده و آنچه از حیات باقی مانده، در اثر تشعشعات و بارشهای اتمی جهشیافته است. داستان حول محور گروهی از شکارچیان گنج میچرخد که در حالی که با شکارچیان رقیب، جهشیافتهها و دزدان دریایی روبرو هستند، اشیایی مانند مونالیزا، سنگ روزتا و جواهرات سلطنتی را استخراج میکنند.
در سال ۱۹۹۳، آمنه، دختر شش ساله مورین، توسط شوهر سابقش، کریم، از کشور خارج میشود. پس از سالها تلاش ناموفق برای یافتن او، مورین با یک شکارچی حرفهای کودکان ربوده شده در سطح بینالمللی آشنا میشود که به او قول میدهد در ازای همکاری با آمنه، به او در یافتن او کمک کند.
پس از از دست دادن فرزندش، استاد قدرت باید با آزمایش سختتری روبرو شود. اکنون شیطان، همسرش، عزیزه، را هدف قرار داده است تا ایمان قدرت را از بین ببرد تا او در برابر شیطان سر تعظیم فرود آورد و خدا را ترک کند.
چهار دزد که در مرکز دارتمور منزوی شدهاند، خود را در جایی پنهان میکنند و هیچ کاری جز شمردن پول و زمان برای کشتن ندارند.
چارلز بلیکی، یک مرد آفریقایی-آمریکایی ساکن ساگ هاربر، در زندگی روزمرهاش دچار مشکل شده، بدشانس است و در آستانه از دست دادن خانه اجدادیاش قرار دارد که ناگهان یک تاجر سفیدپوست عجیب و غریب با لهجه اروپایی پیشنهاد اجاره زیرزمینش را برای تابستان میدهد.
مانتیس، یک آدمکش حرفهای، پس از مدتی وقفه به صنعت آدمکشی قراردادی بازمیگردد و با دوست کارآموز خود، جائه-یی، و یک قاتل افسانهای بازنشسته، دوک-گو، که اکنون سازمان را اداره میکند، روبرو میشود.