بسیاری از مهندسان از سراسر جهان در تاسیسات دریایی اینترپل "پاسفیک بوی" در Hachijo-jima، در دریای جنوب سواحل مرکزی استان توکیو گرد هم می آیند تا شاهد راه اندازی یک سیستم جدید باشند که همه سیستم های دوربین مجری قانون در سراسر جهان را به هم متصل می کند. امکان تشخیص چهره در سراسر جهان را فراهم می کند. کونان به همراه دوستانش کوگورو، ران، آگاسا، هایبارا و پسران کارآگاه نیز با دعوت از سونوکو برای دیدن نهنگ ها به جزیره می روند. او پیامی از سوبارو دریافت می کند که می گوید یک مامور یوروپل در آلمان توسط جین به قتل رسیده است. کانن که آشفته است، مخفیانه وارد کشتی پلیس به رهبری کورودا می شود که آنها را به جزیره می آورد تا از کار تکمیل محافظت کند، و در مرکز جدید بازدید می کند، درست در زمانی که سازمان سیاه پوست یک مهندس زن را می رباید و به دنبال بخشی از داده های مهم است. در درایو USB او با نزدیک شدن شخصی ناشناس به هایبارا، صدای زوزه وحشتناک پیچ ها از اقیانوس شنیده می شود.
اکشن
یک زن ماهیگیر بیوه که تنها در میان برفهای شمال مینهسوتا سفر میکند، به طور اتفاقی شاهد ربودهشدن دختری نوجوان میشود و آن را متوقف میکند. او که کیلومترها از نزدیکترین شهر فاصله دارد و هیچ سرویس تلفنی در دسترس نیست، درمییابد که تنها امید آن دختر جوان، خودش است.
لکس لوتر از بُعدی دیگر آمده است تا لیگ عدالت را استخدام کرده و با همتایان شیطانی خود مبارزه کند تا سیاره زمین را از نقشههای شرورانه آنها نجات دهد اما…
سوری، یک مأمور پلیس فروتن، ناخواسته درگیر مأموریتی خطرناک و مخفیانه برای دولت هند در سریلانکا میشود. سفر او بهطور عمیقی با برادر جداافتادهاش، سیوا، و خطراتی که در دیدار دوبارهشان نهفته است، گره خورده است.
خانواده جیک و نیتیری پس از مرگ نتیام با غم و اندوه دست و پنجه نرم میکنند و با قبیله جدید و پرخاشگر ناوی، مردم خاکستر، که توسط وارانگ آتشین رهبری میشوند، روبرو میشوند، زیرا درگیری در پاندورا تشدید میشود و تمرکز اخلاقی جدیدی پدیدار میشود.
یک شکارچی جوان که از قبیلهاش طرد شده، در سفرش برای یافتن دشمن نهایی، متحدی غیرمنتظره پیدا میکند.
یک پیک غذای بیرونبر در دل برف و سرمای بیرحم مینهسوتا درگیر تعقیبوگریزی مرگبار میشود؛ تعقیبی که رانندهای دیوانه با ماشین برفروب به دلایلی نامعلوم او را دنبال میکند. او ناچار است در حالیکه با خطر مرگ روبهروست، بهتنهایی با هوشمندی از چنگ تعقیبکنندهی بیامانش بگریزد.
دنجی با یک علاقه عاشقانه جدید به نام ریز روبرو میشود که در یک کافه قهوه کار میکند.
مولان سرباز سرکش و بی رحمی است خود را به شکل یک مرد درآورده تا جای پدرش را بگیرد. او که شمشیربازی با استعداد است، رویای کاوش در جهان را در سر می پروراند. یک روز، به مأموریتی فرستاده می شود که...
ورزشکار جوانی به نام راجویر سینگ آرزوی کسب مدال طلا را دارد، اما همیشه اتفاقاتی که می افتد نمی گذارد او به مدال طلا برسد. پس از یک تصادف که شنواییش را از دست می دهد، به آکادمی ورزشکاران راه پیدا می کند و…