پس از تعقیب زولتارد شرور از طریق یک کرم چاله، سه بیگانه فضایی خود را در مغز نورمن ۱۶ ساله پیدا می کنند.
اکشن
چهار نفر از اقشار مختلف جامعه یک تاکسی مشترک کرایه میکنند، اما وقتی به مقصد میرسند، یک سری اتفاقات گیجکننده رخ میدهد. اما در کمال تعجب متوجه می شوند که زندگی همه در داخل کابین به هم گره خورده است.
لینکلن و لودز از استقبال از گرن گران جدیدشان، میرتل، در خانواده با جشن عروسی گرمسیری خوشحال هستند. اما جشن ها با ظاهر شدن یک دشمن قدیمی از گذشته مامور مخفی در جزیره کوتاه می شود.
بسیاری از مهندسان از سراسر جهان در تاسیسات دریایی اینترپل "پاسفیک بوی" در Hachijo-jima، در دریای جنوب سواحل مرکزی استان توکیو گرد هم می آیند تا شاهد راه اندازی یک سیستم جدید باشند که همه سیستم های دوربین مجری قانون در سراسر جهان را به هم متصل می کند. امکان تشخیص چهره در سراسر جهان را فراهم می کند. کونان به همراه دوستانش کوگورو، ران، آگاسا، هایبارا و پسران کارآگاه نیز با دعوت از سونوکو برای دیدن نهنگ ها به جزیره می روند. او پیامی از سوبارو دریافت می کند که می گوید یک مامور یوروپل در آلمان توسط جین به قتل رسیده است. کانن که آشفته است، مخفیانه وارد کشتی پلیس به رهبری کورودا می شود که آنها را به جزیره می آورد تا از کار تکمیل محافظت کند، و در مرکز جدید بازدید می کند، درست در زمانی که سازمان سیاه پوست یک مهندس زن را می رباید و به دنبال بخشی از داده های مهم است. در درایو USB او با نزدیک شدن شخصی ناشناس به هایبارا، صدای زوزه وحشتناک پیچ ها از اقیانوس شنیده می شود.
یک زن ماهیگیر بیوه که تنها در میان برفهای شمال مینهسوتا سفر میکند، به طور اتفاقی شاهد ربودهشدن دختری نوجوان میشود و آن را متوقف میکند. او که کیلومترها از نزدیکترین شهر فاصله دارد و هیچ سرویس تلفنی در دسترس نیست، درمییابد که تنها امید آن دختر جوان، خودش است.
لکس لوتر از بُعدی دیگر آمده است تا لیگ عدالت را استخدام کرده و با همتایان شیطانی خود مبارزه کند تا سیاره زمین را از نقشههای شرورانه آنها نجات دهد اما…
سوری، یک مأمور پلیس فروتن، ناخواسته درگیر مأموریتی خطرناک و مخفیانه برای دولت هند در سریلانکا میشود. سفر او بهطور عمیقی با برادر جداافتادهاش، سیوا، و خطراتی که در دیدار دوبارهشان نهفته است، گره خورده است.
خانواده جیک و نیتیری پس از مرگ نتیام با غم و اندوه دست و پنجه نرم میکنند و با قبیله جدید و پرخاشگر ناوی، مردم خاکستر، که توسط وارانگ آتشین رهبری میشوند، روبرو میشوند، زیرا درگیری در پاندورا تشدید میشود و تمرکز اخلاقی جدیدی پدیدار میشود.
یک شکارچی جوان که از قبیلهاش طرد شده، در سفرش برای یافتن دشمن نهایی، متحدی غیرمنتظره پیدا میکند.
یک پیک غذای بیرونبر در دل برف و سرمای بیرحم مینهسوتا درگیر تعقیبوگریزی مرگبار میشود؛ تعقیبی که رانندهای دیوانه با ماشین برفروب به دلایلی نامعلوم او را دنبال میکند. او ناچار است در حالیکه با خطر مرگ روبهروست، بهتنهایی با هوشمندی از چنگ تعقیبکنندهی بیامانش بگریزد.