خانواده گریس به عمارت آبا اجدادی خود در میشیگان به نام اسپایدرویک نقل مکان می کنند و فرزندان خانواده با پیدا کردن یک بوگارت متوجه می شوند موجودات جادویی واقعیت دارند
در پی مرگ کارماین فالکون، «اُز» تلاش میکند تا در میان دنیای جنایتکاران گاتهام خود را مشروعیت ببخشد.
یک پیشخدمت ساده پس از استفاده زیرکانه از شانس خود برای پیوستن به یک طرح پولشویی، وارد دنیایی از پول نقد سریع، اتومبیل های سریع - و تصادفی اجتناب ناپذیر می شود.
در سال 1992، مرسر ناامیدانه در تلاش است تا زندگی و رابطه خود با پسرش را در میان شورش آشفته لس آنجلس پس از حکم رادنی کینگ بازسازی کند. در سرتاسر شهر، پدر و پسر دیگری رابطه تیره و تار خود را مورد آزمایش قرار دادند، زیرا آنها نقشه یک سرقت خطرناک را برای سرقت مبدل های کاتالیزوری، که حاوی پلاتین با ارزش از کارخانه ای است که مرسر در آن کار می کند، طراحی می کنند. با افزایش تنش ها و بروز هرج و مرج، هر دو خانواده با برخورد دنیاهایشان به نقطه جوش خود می رسند.
اطلاعات یک پروژه فوق سری در کره افشا می شود. در این میان، رئیس چوی برنامه ریزی می کند تا...
فیلم در مورد بوکسوری جوان و آیندهدار به نام جدرژی است که از ترس تکرار اشتباهات پدرش، از لهستان کمونیستی فرار میکند تا رویای خود برای تبدیل شدن به بزرگترین مبارز تاریخ را دنبال کند. اما زمانی که جدرژی موافقت میکند در یک مبارزه تقلبی شرکت کند، مسیر زندگی او کاملا تغییر کرده و…
یک تیم بیسبال لیگ کوچولو از افراد نامناسب فصل خود را به پدر در حال مرگ یک بازیکن اختصاص می دهد. با انجام این کار، آنها غیرممکن را با رسیدن به فینال سری جهانی در یک بازی که به یک کلاسیک فوری ESPN تبدیل شد، انجام می دهند.
پاداش حکمت به همراه دستیارش طوفان به قصد تعمیرات وارد موسسه گلشنِ جاوید می شوند. همزمان خانم گلشن مالک خیریه برای تخلیه موسسه در آنجا حضور پیدا می کند. برو بچه های خیریه با خواهش و اصرار سعی در منصرف کردن گلشن از تصمیمش دارند.این اتفاق پاداش و طوفان را درگیر ماجراهایی غیرقابل پیش بینی می کند.
پیمان بعد از یک سوء تفاهم خانوادگی با کامران درگیر می شود. گمانه زنی هایی وجود دارد که پیمان کامران را کشته است. اتفاقی که ممکن است به قیمت جان پیمان تمام شود
فلورانس میخواهد دیوید، مردی که دیوانهوار عاشق اوست را به پدرش گیوم معرفی کند. اما دیوید جذب فلورانس نمی شود و می خواهد او را در آغوش دوستش ویلی بیندازد. این چهار شخصیت در رستورانی در میانه ناکجاآباد با هم ملاقات می کنند.