یک بوکسور بازنشسته قصد دارد برای آخرین تلاش خود به رینگ بازگردد، اما ابتدا باید به وزن ایدهآل برسد. او که در اتاقی در لاس وگاس به همراه یک مربی بیوجدان محبوس شده است، یک برنامه کاهش وزن فشرده و غیرقانونی را آغاز میکند.
هیجان انگیز
تام مربی تنیس یک هتل مجلل در جزیرهای لوکس است که وقت خود را میان کلاسها با الکل و روابط یکشبه پر میکند. ورود خانواده مگوایر، تام را از روال همیشگیاش بیرون میکشد و او با آن، همسرش دیو و پسرشان آنتون رابطهای نزدیک برقرار میکند. بااینحال، تام نمیتواند از این حس رها شود که قبلاً آن را ملاقات کرده است. این کشمکش درونی شدت میگیرد تا شبی که دیو ناپدید میشود و تحقیقات، پای آن و تام را بهعنوان مظنونان ماجرا وسط میکشد.
پنج سال پس از آنکه «جاتین رامداس» به مقام سروزیر ایالت کرالا رسید، تصمیم او برای همپیمانی با نیروهای فرقهگرا به رهبری «بالراج بابا باجرانگی»، باعث میشود «استفن ندومپالی» ملقب به «خورشی ابراهیم» به همراه دستیار وفادارش «زاید مسعود» بازگردد تا ایالت زادگاهش را نجات دهد و حسابهای ناتمام را تسویه کند.
پس از آنکه فناوری پایهی M3GAN توسط یک پیمانکار قدرتمند دفاعی دزدیده شده و برای ساخت سلاحی نظامی به نام آملیا مورد سوءاستفاده قرار میگیرد، جما، خالق M3GAN، درمییابد که تنها راه چاره، بازگرداندن M3GAN به زندگی و ارتقای اوست؛ تا او را سریعتر، قویتر و مرگبارتر از پیش بسازد.
اندی و تیم جنگجویان جاودانهاش با هدفی تازه جانگرفته به نبرد برمیخیزند، آنهم در برابر دشمنی قدرتمند که مأموریت آنها برای حفاظت از بشریت را تهدید میکند.
در حالی که اعضای سپاه شکارچیان دیو و هاشیراها در حال شرکت در برنامهای گروهی برای تقویت جسمی به نام «تمرین هاشیرا» بودند تا خود را برای نبردی بزرگ با شیاطین آماده کنند، موزان کیبوتسوجی در عمارت اوبویاشیکی ظاهر میشود. با به خطر افتادن جان رهبر سپاه شکارچیان دیو، تانجیرو و هاشیراها با شتاب به مقر فرماندهی میرسند، اما بهدست موزان کیبوتسوجی به درون فضای اسرارآمیزی سقوط میکنند. مقصد این سقوط، دژ اصلی شیاطین است . قلعه بینهایت. و اینگونه، میدان نبرد نهایی میان سپاه شکارچیان دیو و شیاطین شعلهور میشود.
یک پلیس مجبور میشود با مادرش، "مانتیس" - یک قاتل زنجیرهای زن که دههها پیش ۵ مرد را به قتل رسانده - همکاری کند، زمانی که قتلهای تقلیدی ظاهر میشوند. او تمام عمرش از مادرش متنفر بوده است.
وقتی پسر یک سرباز در کنسولگری آمریکا ناپدید میشود، او بهطور غیرقانونی در محوطه میماند تا به جستجوی او بپردازد، بیآنکه بداند ناخواسته درگیر یک توطئه خطرناک شده است.
ناتوان از بچهدار شدن، زوجی تصمیم میگیرند با پذیرفتن یک یتیم جوان که از کودکیای تراژیک جان سالم به در برده، خانوادهای برای خود بسازند. اما این عملِ عاشقانه زمانی به کابوسی هولناک بدل میشود که درمییابند خشونتهای گذشتهی فرزندخواندهشان بازگشته تا خانوادهی تازهآنها را ویران کند.
در دنیایی پساآخرالزمانی، ویروسی انسانها را به آدمخوارانی خشن و دیوانه تبدیل کرده است. مادری داغدیده همه چیزش را از دست داده و در یک کلبهٔ دورافتاده در کوهها پناه گرفته، تا اینکه یک غریبهٔ زخمی و ناامید با داستانی از امید به آنجا میرسد.