در روزهای انقلاب مکزیک, ال چونچو با تحمل تلفاتی سنگین موفق می شود به یک قطار حامل مهمات حمله کند. یکی از مسافران امریکایی قطار پس از اثبات وفاداری اش, اجازه پیدا می کند که به گروه آنان بپیوندد.
وسترن
مزرعه «مک کندل» توسط گروهی از جنایتکاران خطرناک که به وسیله «جان فین» رهبری میشوند مورد حمله قرار میگیرد. آنها «جیکوب» کوچک را ربوده و درخواست یک میلیون دلار پول برای آزادیاش میکنند. تنها یک مرد به اندازه کافی باهوش و قدرتمند است که بتواند او را نجات دهد و …
داستان زندگی پیرمردی به نام بوچ کَسیدی را روایت می کند که پس از گذشت بیست سال از ناپدید شدن ناگهانی اش ، با نام مُبدل جیمز بلکتورن در روستایی دورافتاده در کشور بولیوی زندگی می کند. اما…
لورل و هاردی در پی “مری رابرتز” هستند تا خبر فوت پدرش را به وی بدهند و ارثیه هنگفتی از جمله یک معدن طلا را که پدرش برایش به جای گزارده به وی تحویل دهند. آنها مری را در کافهای در غرب میابند. ولی صاحب کافه و همسرش طماعش در پی بدست تصاحب این ثروتند.
وقتی نیرویی فاسد از ثروت و قدرت، زمینهای گروهی از خانوادههای متنوع و غیرمعمول را تصاحب میکند و سعی در بیرون راندن آنها دارد، آنها باید سرنوشت آشکار خود را دنبال کنند.
در تابستان سال ۱۸۵۹، پزشکی بیوه با اکراه میپذیرد زنی بردهٔ آزادشده و دختر مرموز سفیدپوستش را در سفری پنجروزه از میان غرب خونآلود همراهی کند تا نزد شفابخش مذهبی شهری دورافتاده بروند. زن باور دارد که دخترش تسخیر شده است، اما پزشک معتقد است او تنها حامل نوعی بیماری است. با این حال، حقیقتی انکارناپذیر باقی میماند: هر موجود زندهای که دختر لمس میکند، بهطرزی مرموز میمیرد.
وقتی یک پیراهن شبح نایاب از نژاد لاکوتا در بازار سیاه شهری کوچک در داکوتای جنوبی پیدا میشود، زندگی افراد غریبه و طردشدگان محلی به شدت در هم تنیده میشود.
در ماه مه سال ۲۰۲۰، اختلاف بین کلانتر یک شهر کوچک و شهردار، باعث ایجاد یک بشکه باروت میشود، زیرا همسایهای در ادینگتون، نیومکزیکو، علیه همسایه خود میجنگد.
در دنیایی پساآخرالزمانی، ویروسی انسانها را به آدمخوارانی خشن و دیوانه تبدیل کرده است. مادری داغدیده همه چیزش را از دست داده و در یک کلبهٔ دورافتاده در کوهها پناه گرفته، تا اینکه یک غریبهٔ زخمی و ناامید با داستانی از امید به آنجا میرسد.
در دهه 1860، ویوین لو کودی، فرانسوی-کانادایی به شدت مستقل، به همراه هولگر اولسن، مهاجر دانمارکی، سفری را آغاز میکند و تلاش میکند تا زندگی مشترکی را در شهر غبارآلود الک فلتس، نوادا ایجاد کند. هنگامی که هولگر تصمیم می گیرد برای اتحادیه در جنگ داخلی رو به رشد بجنگد، ویوین باید از خود مراقبت کند، که در شهری که توسط یک شهردار فاسد کنترل می شود آسان نیست.