مایک به نپال سفر میکند تا خاکستر برادران مرحومش را در کوه اورست پخش کند. وقتی مایک و راهنمای کوهستانش در یک اتوبوس توریستی با مزدوران روبرو میشوند، مجبور میشوند برای نجات خود، مسافران و اهالی روستا بجنگند.
هیجان انگیز
آن، مادربزرگی تنها و ساکت، بیخبر از نیرنگی حقوقی، ناگهان حق اموال و استقلالش را از دست میدهد و به زور به خانه سالمندان فرستاده میشود. اما پشت چهرهی سالخوردهاش، زنی است با حافظهای تیز و عزمی که هنوز خاموش نشده و...
هوانوردان برتر IAF در مواجهه با خطر قریب الوقوع گرد هم می آیند تا Air Dragons را تشکیل دهند. مبارز رفاقت، برادری و نبردهای درونی و بیرونی آنها را آشکار می کند.
هنگامی که یک رهبر مرموز حکومت خود را در زندان بزرگ و ترسناک پلتفرم، که مجرمان مختلفی را در خود جای داده است، آغاز میکند، یک ساکن جدید، درگیر نبرد علیه این روش بحثبرانگیز و مبارزه با سیستم تغذیه وحشیانه میشود، اما…
خانواده ای سعی میکنند با بازگشت به مزرعه دوران کودکی پدر، از "مردگان" دوری کنند. افسوس که در خانه اجدادی همانقدر وحشت و تروما وجود دارد که بیرون دروازه ها وجود دارد...
در حالی که در شهر آگره از دست پلیس فرار میکنند، «رانی» و «ریشو» نقشه میکشند تا با هم فرار کنند. اما وقتی نقشهشان به هم میریزد، رانی از یک تحسینگر آرام و کمرو درخواست کمک میکند.
لسیای نوجوان توسط مردی به ویلایی برده میشود؛ جایی که پدر فراریاش به همراه افرادش مخفی شدهاند. جنگی درمیگیرد که به مرگ و تعقیبوگریزی منتهی میشود؛ و در همین میان، پیوندی میان پدر و دختر شکل میگیرد.
یک مشاور املاک باردار باید شبی وحشتناک را پشت سر بگذارد، زمانی که یکی از مشتریان روانپریش در بازدید عمومی خانه ناگهان ظاهر میشود.
«فردریش» (جود لاو)و «دورا» (ونسا کربی) برای رهایی از فشارهای زندگی مدرن، به جزیرهای دورافتاده در اقیانوس آرام پناه میبرند تا در دل طبیعت زندگی تازهای بسازند. با ورود زوجهای دیگر و در نهایت زنی مرموز به نام «بارونس الوئیز» (آنا دیآرماس)، تعادل آرام آنها بههم میریزد و بهتدریج فضای بهظاهر بهشتی جزیره، رنگی از رقابت، تردید و تنش به خود میگیرد...
مردی که تمام داراییاش را صرف خرید یک آپارتمان جدید کرده، درمییابد که دیوارهای آن پر از صداهای آزاردهنده، همسایههای خصمانه و رازهای ناآرامکننده است.